
رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها
همیشه ماندگار من همیشه در هنوزها
صدا بزن مرا شبی به خلوتی که ساختی
به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی
بیا که شمع وجودم خمود و خاموش است
دل شکسته به سینه هنوز در جوش است
چگونه در غم هجرت روان نسازم اشک
ز شوکران وصالت مسیح می نوش است
از آشنا چه توقع که جان فدا نکند
چو"بامداد خمارت"غریبه مد هوش است
"غم زم انه خورم یا فراق یار کشم"
دلم به شوق لقای تو خانه بر دوش است
"مبر زموی سپیدم گمان به عمر دراز"
که آسیاب محن با دلم هم آغوش است
نگاه سرد تو آتش زده است بر جانم
ببند دیده که قلبم دگر کفن پوش است
صدای بارون میاد چترتو وا کن
با چشمای بارونی منو نگاه کن
صدای بارون میاد پنجره خیسه
دست بارون داره از تو می نویسه
همه دنیا جمع شدن همه به جز تو
صدای بارون رو از پنجره بشنو
غم گرفته لحظه ها از اشک بارون
گم شده تو دل شب خاطره هامون
ابر چشمام داره بد جوری می باره
آسمون هم پیش من کم نمیاره
واسه تو خوندن تو این کوچه خالی غم داره
نمی دونی عزیزم چه حالی داره ....پس نرو...........